معصومه محمودی؛

تغذیه در شرایط بحران

به گزارش پردیس امروز، معصومه محمودی در یادداشتی به بررسی اهمیت تغذیه پرداخت، متن یادداشت به شرح زیر است:

در شرایط بحرانی در شرایط سخت، وقتی همه‌چیز به هم می‌ریزد، سلامت یک جامعه فقط به بیمارستان‌ها و تیم‌های امداد خلاصه نمی‌شود. یکی از چیزهایی که خیلی وقتها دست‌کم گرفته می‌شود، تغذیه‌ست؛ همان خوردنی ساده‌ای که اگر نباشد، نه جان می‌ماند، نه نیرو، نه حتی آرامش روانی. بحران هر چیزی باشد – سیل، زلزله، مشکل در زنجیره تأمین، یا یک شرایط پیش‌بینی‌نشده شهری – اولین جایی که ضربه می‌خورد، روال عادی زندگی ماست. ناگهان عادت‌های غذایی به هم می‌ریزد، سبزی و میوه‌ی تازه کمیاب می‌شود، و خیلی‌ها سراغ غذاهای فوری، فرآوری‌شده و بی‌ارزش می‌روند. اگر مراقب نباشیم، همین تغییرات ساده می‌تواند به سوءتغذیه، ضعف سیستم ایمنی، تشدید بیماری‌های مزمن و حتی بیشتر شدن مشکلات روحی دامن بزند.

در روزهای بحرانی، بدن ما بیش از هر زمان دیگر به انرژی، آب تمیز و مواد مغذی نیاز دارد. استرس، بی‌خوابی، دلشوره و بی‌نظمی در فعالیت بدنی، همه‌شان نیاز بدن را بالا می‌برند. از طرفی، محدودیت در خرید، انبار کردن یا پختن غذا، خیلی از خانواده‌ها را مجبور می‌کند به سراغ چیزهایی بروند که ماندگاری بالایی دارند اما ارزش غذایی چندانی ندارند. کنسروها، چیپس و پفک، نوشابه، نان سفید و برنج، یا غذاهای سرخ‌کردنی – اینها شاید برای چند ساعت آدم را سیر کنند، اما اگر مدام تکرار شوند، تعادل تغذیه را به هم می‌زنند و بدن را از ویتامین، مواد معدنی، پروتئین و فیبر کافی محروم می‌کنند.

یکی از کلیدی‌ترین کارها در بحران، این است که انرژی را از منابع متعادل و در دسترس بگیریم. حتی اگر شرایط سخت است، سعی کنیم در طول روز ترکیبی از گروه‌های اصلی غذا را داشته باشیم: غلات، پروتئین، لبنیات (یا جایگزینش)، سبزی، میوه و چربی‌های خوب. لازم نیست همه‌شان به شکل ایده‌آل باشند، فقط کافی است بدانیم چطور می‌شود جایگزین‌های مناسبی پیدا کرد. مثلاً اگر گوشت تازه نیست، تخم‌مرغ، حبوبات، سویا، کنسرو ماهی یا حتی همان ترکیب برنج و عدس می‌تواند پروتئین مورد نیاز را تأمین کند. اگر میوه و سبزی تازه کم است، انواع خشک‌شده، یخ‌زده یا کم‌آب هم تا حدی جواب می‌دهد.

آب تمیز، در هر بحرانی، حرف اول را می‌زند. کم‌آبی نه تنها جسم و ذهن را مختل می‌کند، بلکه خطر بیماری‌های کلیوی، افت فشار، سردرد، خستگی و به هم خوردن تنظیم دمای بدن را بالا می‌برد. در بسیاری از بحران‌ها، معلوم نیست آب لوله‌کشی چقدر سالم است. به همین خاطر، استفاده از آب بسته‌بندی مطمئن، جوشاندن آب یا نگهداری آن در ظرف‌های بهداشتی، ضروری می‌شود. بچه‌ها، سالمندان، زنان باردار و کسانی که بیماری مزمن دارند، باید اولویت بیشتری برای دریافت آب کافی داشته باشند.

ایمنی غذا هم در این شرایط دوچندان مهم می‌شود. قطعی برق، نبود یخچال، نگهداری نامناسب و خوردن مواد تاریخ‌گذشته، خطر مسمومیت را حسابی بالا می‌برد. پس اگر غذایی بوی بد می‌دهد، رنگش عوض شده یا بافتش غیرعادی است، به هیچ وجه نباید خورده شود. غذای پخته را نباید ساعتها بیرون از یخچال گذاشت. کنسروها هم قبل از مصرف حتماً از سلامت قوطی مطمئن شوید. شستن دست‌ها، تمیز نگه داشتن ظروف و جدا کردن مواد خام از غذای پخته – حتی در سخت‌ترین شرایط – از آن اصولی است که نباید از آن کوتاه آمد.

نکته‌ی دیگر، مدیریت ذخیره‌ی غذایی در خانه است. ذخیره‌ی هوشمندانه با انبار کردن هیجانی فرق دارد. بی‌برنامه خرید کردن، نه تنها باعث کمبود برای دیگران می‌شود، بلکه اغلب به فساد مواد و هدررفت منابع هم ختم می‌گردد. بهتر است روی مواد ماندگار، مغذی و چندکاره تمرکز کنید: حبوبات، برنج، جو دوسر، آرد، شیرخشک، مغزها، کنسروهای خوب، خرما و میوه‌ی خشک. اینها را کنار کمی ادویه و چاشنی داشته باشید تا بتوانید وعده‌های ساده اما مقوی درست کنید. در چنین روزهایی، برنامه‌ریزی برای مصرف تدریجی ذخیره‌ها و اولویت دادن به مواد فسادپذیر، حسابی به کارتان می‌آید.

کودکان و سالمندان در بحران، آسیب‌پذیرترین گروه‌ها هستند. بچه‌ها برای رشد، تمرکز و ایمنی بدن به پروتئین، آهن، کلسیم، روی و ویتامین نیاز دارند؛ کمبود این مواد حتی برای چند روز هم می‌تواند اثر بدی روی سلامتشان بگذارد. سالمندان هم به خاطر بی‌اشتهایی، مشکلات گوارشی، بیماری‌های زمینه‌ای و داروهایی که مصرف می‌کنند، در معرض سوءتغذیه و کم‌آبی هستند. برای این دو گروه، باید غذاهایی انتخاب کنید که هم حجمشان کم باشد، هم ارزش غذایی بالایی داشته باشد: مثل سوپ‌های غلیظ، فرنی، تخم‌مرغ، ماست، حریره، پوره‌ی حبوبات، مغزهای آسیاب‌شده و میوه‌های نرم یا خشک.

تأثیر تغذیه روی روان را هم نباید دست کم گرفت. در روزهای بحرانی، خیلی‌ها اضطراب می‌گیرند، ناامید می‌شوند و خوابشان به هم می‌ریزد. خوردن زیاد شکر، کافئین و خوراکی‌های شور، می‌تواند این حال را بدتر کند. برعکس، داشتن وعده‌های منظم، غذای گرم و ساده، آب کافی، منابع منیزیم مثل مغزها و حبوبات، و مواد پروتئینی، به ثبات خلق و خو و کاهش نوسانات انرژی کمک می‌کند. حتی در بدترین شرایط، رعایت نظم نسبی در زمان غذا خوردن، حس کنترل و آرامش روانی را تقویت می‌کند.

از نظر صنایع غذایی، آمادگی برای بحران فقط به افزایش تولید نیست. صنایع می‌توانند با کم کردن نمک، شکر و چربی‌های ناسالم در محصولات ماندگار، غنی‌سازی بعضی اقلام با ریزمغذی‌ها، طراحی بسته‌بندی‌های کوچک‌تر و مقاوم‌تر، و شفاف‌سازی اطلاعات تغذیه‌ای، نقش جدی در حفاظت از سلامت مردم داشته باشند. در شرایط اضطراری، غذا باید چیزی فراتر از سیرکننده باشد؛ باید پشتیبان سلامتی هم باشد.

رسانه‌ها هم مسئولیت سنگینی دارند. اطلاع‌رسانی درست درباره‌ی اصول ذخیره‌سازی، روش‌های کم‌خرج و مقوی برای پختن غذا، راه‌های جلوگیری از مسمومیت، و جایگزین‌های مناسب برای مواد کمیاب، می‌تواند جلوی خیلی از آسیب‌ها را بگیرد. مردم در روزهای بحران، بیش از هر زمان دیگر به اطلاعات کاربردی و ساده نیاز دارند، نه توصیه‌های پیچیده و دست‌نیافتنی.

در آخر، تغذیه در شرایط بحرانی، بخشی از امنیت سلامت هر جامعه‌ای است. اگر خانواده‌ها، نهادهای مسئول، صنایع غذایی و رسانه‌ها همزمان به این موضوع توجه کنند، می‌شود اثر بسیاری از تهدیدها را کم کرد. روزهایی که فشار از بیرون زیاد می‌شود، یک برنامه‌ی غذایی ساده، ایمن و متعادل می‌تواند تفاوت بزرگی در سلامت جسم، تقویت ایمنی، کاهش اضطراب و بالا رفتن تاب‌آوری اجتماعی ایجاد کند. بحران‌ها می‌آیند و می‌روند، اما عواقب سوءتغذیه می‌تواند سالها بماند. پس توجه به تغذیه‌ی سالم، یک توصیه‌ی حاشیه‌ای نیست؛ یک ضرورت حیاتی برای حفظ سلامت امروز و فردای جامعه است.

بر چسب ها

اخبار مرتبط

چند رسانه ای

آخرین اخبار