قمار جان برای ۲۰ میلیون درآمد ماهانه/ روایت سفره‌های خالی صیادان زیر موشک‌باران

​وقتی از صیادان هرمزگان می‌پرسیم چرا در این روزهای سخت باز هم دل به دریا می‌زنید، می‌گویند: «دریا خطرناک است، اما کار نکردن از موشک خطرناک‌تر است؛ گرسنگی خطرناک‌تر است؛ این‌که قایقمان در اسکله بماند، خطرناک‌تر است.»

به گزارش پردیس امروز از ایلنا، این روزها که بوی باروت با شرجی جنوب درآمیخته و لنز دوربینِ رسانه‌ها تازه به سمت نوار ساحلی چرخیده، تحلیلگران از «بحران جنوب» می‌گویند. از ۲۰ تیرماه که ارتش امپریالیستی آمریکا، بنادر، اسکله‌ها و قایق‌های تجاری هرمزگان، خوزستان و سیستان و بلوچستان را زیر آتش گرفت و خون صیادان این خطه را بر پهنه خلیج فارس و دریای عمان ریخت، همه نگاه‌ها به سمت این مردم محروم کشیده شد اما واقعیت این است که درد این مردم، با اولین موشک در ۲۰ تیرماه آغاز نشده است.

این جغرافیا و کارگران شریفش، از همان روزهای آغازین جنگ در ۹ اسفند ۱۴۰۴، بی‌وقفه زیر ضرب بوده‌اند؛ در تمام این ماه‌ها، از کارگران پتروشیمی‌های ماهشهر و بندر امام که با حمله به پالایشگاه‌هایشان کشته شدند، تا کارگران عسلویه و پارس جنوبی که زیر سایه موشک‌ها، چرخ اقتصاد را روی دوش‌های خسته‌شان نگه داشتند، همه در خط مقدم بوده‌اند. پس از توقف حملات، موج بیکاریِ ناشی از تخریب پالایشگاه‌ها بر سرشان آوار شد و حالا که مسئولان با افتخار از بازگشت نیروها سخن می‌گویند، ماجرا این است که تولید تنها با ۳۰ درصد ظرفیت پیش می‌رود. این یعنی قطع شدن اضافه‌کارها و مزایایی که تنها راه بقای این کارگرانِ عمدتاً ارکان ثالث، پیمانی و شرکتی است؛ همان‌هایی که سال‌هاست فریاد «تبدیل وضعیت» سر می‌دهند اما این فریاد مشترک در دالان‌های قدرت بایگانی می‌شوند.

و اما صیادان؛ مردانی که حالا رسانه‌ها تازه به یادشان افتاده‌اند. از ۹ اسفندماه قایق‌ها و لنج‌های این مزدبگیران زیر بمباران است و هر روز با مرگ قمار می‌کنند. اما بیایید بپرسیم قبل از جنگ چه داشتند؟ بیمه؟ امنیت؟ معیشت؟ وقتی پای درددل‌هایشان می‌نشینی، می‌بینی درآمدشان در خوش‌بینانه‌ترین حالت به زور به حداقل حقوق قانون کار تنه می‌زند. سهمیه سوخت دولتی‌شان حتی برای نصف ماه هم دوام نمی‌آورد و ناچارند برای هر ۲۰ تا ۳۰ لیتر بنزین آزاد، ۲ تا ۳ میلیون تومان پولِ بی‌زبان را در جیب دلّالان بریزند. آن هم در شغلی که تابع شرایط جوی است و هیچ تضمینی برای صید هرروزه  نیست.

وقتی از صیادان هرمزگان می‌پرسیم چرا در این روزهای سخت باز هم دل به دریا می‌زنید، می‌گویند: «دریا خطرناک است، اما کار نکردن از موشک خطرناک‌تر است؛ گرسنگی خطرناک‌تر است؛ این‌که قایقمان در اسکله بماند، خطرناک‌تر است.»

در روستای بنود، کارگری که پس از اخراج از یکی از واحدهای صنعتی، با هزار مصیبت قایقی خریده بود تا صیادی کند، هفته گذشته همان قایق را در حملات موشکی آمریکا از دست داد. قصه‌ی زندگی این کارگر، یکی از صدها تراژدی در این سواحل پرخروش است.

جدال نابرابر صیادان چابهار با امواج و آتش

برای بررسی جزییات میدانی و اینکه بدانیم روزگار صیادان جنوب چطور می‌گذرد، پای صحبت‌های فعالان صنفی محلی نشستیم.

سلیمان آراهیش، مدیرعامل تعاونی صیادان چابهار، راجع به وضعیت فعلی صیادان و لنج‌های بندر چابهار اظهار کرد: «خوشبختانه در شرایط جنگی، صیادان ما همچنان به کار و تلاش مشغول‌اند؛  البته در حال حاضر به دلیل فرا رسیدن فصل مونسون، صید تا حدودی متوقف شده و اکثر شناورها در بندر لنگر انداخته‌اند؛ با این وجود، برخی از لنج‌های ما که برای ماهیگیری به آب‌های دوردست عزیمت کرده‌اند، تا اواسط یا اواخر مردادماه در دریا حضور خواهند داشت و پس از آن بازمی‌گردند. »

وی درباره میزان آسیب‌ها و خسارات جانی و مالی واردشده به صیادان چابهار در درگیری‌های اخیر و سابق توضیح داد: «در جریان حملات اخیر نیروهای آمریکایی، صیادان چابهار دچار آسیب جسمی نشدند؛ اما در جریان درگیری‌های قبل که از نهم اسفندماه آغاز گردید، جامعه صیادی ما متحمل آسیب‌های جدی شد. دقیقاً در نخستین روز آن درگیری‌ها، هم‌زمان با هدف قرار گرفتن ناو جماران، یکی از صیادان قایق‌دار ما در مسیر بازگشت از صید، بر اثر اصابت ترکش شهید شد.»

آراهیش در ادامه به جزییات هولناک شلیک ناوهای آمریکایی به لنج‌های صیادی در اسفندماه و سرنوشت نامعلوم ملوانان پرداخت و گفت: «بر اساس گزارش‌های واصله، آن زمان ناوهای آمریکایی دو فروند از لنج‌های صیادی ما را هدف شلیک قرار دادند. یکی از این لنج‌ها که خدمه آن مجروح شده بودند، در آب‌های عمان قرار داشت؛ اما لنج دوم پس از گذشت ۱۰ الی ۱۵ روز مجدداً هدف حمله قرار گرفت و تاکنون مفقود است. در مجموع، یک لنج به همراه ۱۵ الی ۱۷ نفر خدمه به طور کامل مفقودالاثر شده است. در حال حاضر، آمار دقیق مفقودین ما ۱۷ نفر از صیادان و ملوانان است. با وجود پیگیری‌های مستمر خانواده‌های آنان و سازمان شیلات ایران از طریق وزارت امور خارجه، تاکنون اطلاع دقیقی از سرنوشت این افراد به دست نیامده است.»

مدیرعامل تعاونی صیادان چابهار در پاسخ به سوالی درباره وضعیت صادرات ماهی به کشورهایی مانند امارات  تصریح کرد: «ما در حال حاضر هیچ‌گونه صادرات ماهی به کشور امارات یا سایر کشورها نداریم؛ کاربری لنج‌های ما عموماً معطوف به ماهیگیری است و محصولات صیدشده منحصراً در بازارهای داخلی عرضه و به فروش می‌رسند.»

وی در تشریح فشار اقتصادی، گرانی شدید و ناکافی بودن سهمیه سوخت صیادان قایق‌دار افزود: «شرایط معیشتی بسیار دشوار شده و سطح تورم بالاست. ما در این منطقه دو گروه صیاد داریم: قایق‌دار و لنج‌دار. صیادان قایق‌دار که به صورت شبانه‌روزی یا نیم‌روز به دریا عزیمت می‌کنند، با مشکل جدی کمبود سوخت مواجه‌اند، چرا که سهمیه تخصیصی به هیچ‌وجه پاسخگوی نیازهای معیشتی آنان نیست. میزان سوخت یارانه‌ای بر اساس فرمول‌های سازمان شیلات ایران و سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO) تعیین می‌‌شود؛ به عنوان نمونه، برای موتورهای ۵۵ اسب‌بخار حدود ۱۳۳ لیتر و برای موتورهای ۸۵ اسب‌بخار حدود ۹۸۹ لیتر بنزین در ماه اختصاص می‌یابد. اما این ۹۸۹ لیتر نهایتاً کفاف ۱۰ الی ۱۵ روز کار را می‌دهد. در نتیجه، صیاد ناگزیر است سوخت مورد نیاز ایام باقی‌مانده ماه را از بازار آزاد تهیه کند. در حال حاضر، بهای هر گالن ۲۰ لیتری بنزین در بازار آزاد بین ۲.۵ تا ۳ میلیون تومان متغیر است. صیادی که با پرداخت ۳ میلیون تومان برای یک گالن بنزین آزاد به دریا می‌رود، در بسیاری از مواقع حتی معادل یک میلیون تومان نیز صید نمی‌کند و تراز مالی او منفی می‌شود؛ اما به دلیل فقدان فرصت‌های شغلی جایگزین، ناچار است برای تامین معاش خانواده خویش این روند طاقت‌فرسا را ادامه دهد.»

آراهیش با رد تصورات غلط درباره درآمدهای نجومی صیادان، نرخ واقعی درآمد آنان را شفاف‌سازی کرد و گفت: «باید توجه داشت که صیادان مشمول دریافت حقوق ثابت بر اساس قانون کار نیستند و میزان درآمد آنان کاملاً به شرایط روز و حجم صید وابستگی دارد. در مواردی ممکن است درآمد یک صیاد در طول یک ماه کاملاً صفر باشد، و در ماه دیگر در بهترین شرایط ممکن به ۵۰ میلیون تومان بالغ گردد. با این حال، چنانچه میانگین درآمد سالانه را محاسبه کنیم، عایدی ماهانه یک صیاد از رقم ۲۰ میلیون تومان فراتر نمی‌رود. بنابراین، انتشار اخباری مبنی بر درآمدهای ۲۰۰ الی ۳۰۰ میلیون تومانی صرفاً شایعه بوده و فاقد هرگونه مبنای واقعی است.»

وی همچنین درباره شرایط کاری و نحوه تقسیم دستمزد در لنج‌های بزرگ صیادی که به آب‌های فراساحل می‌روند توضیح داد: «لنج‌های صیادی ما برای انجام عملیات صید به آب‌های فراساحلی و فراتر از خط استوا اعزام می‌شوند که مستلزم حضور تقریبی ۶۰ روزه صیادان در دریاست. سازوکار تقسیم درآمد در این شناورها به این صورت است که پس از مراجعت، در وهله نخست تمامی هزینه‌های سفر کسر و سود خالص باقیمانده به سه سهم تقسیم می‌شود؛ دو سهم به مالک شناور تعلق می‌گیرد و یک سهم دیگر میان کادر و ملوانان (که معمولاً شامل ۱۵ نفر هستند) توزیع می‌گردد. بر این اساس، دستمزد یک ملوان پس از تحمل دو ماه کار طاقت‌فرسا و دوری از خانواده، به طور میانگین رقمی بین ۴۰ تا ۵۰ میلیون تومان برآورد می‌شود که تسویه حساب آن نیز به صورت دوماهه انجام می‌پذیرد.»

از بحر عمان تا خورهای خوزستان؛ دو جغرافیا، یک استثمار

اگر در چابهار و آب‌های آزاد، ناوهای جنگی و شلیک مستقیم، لنج‌ها را به قعر دریا می‌فرستند، در خوزستان این ساختارهای اداری، بخشنامه‌های انقباضی و محرومیت‌های انباشته‌شده هستند که صیادان بومی را به مسلخ فقر می‌برند.

فاصله میان پهنه ناآرام دریای عمان تا خورهای کم‌عمق اروند و بهمن‌شیر، تنها یک مرز جغرافیایی نیست؛ بلکه بازتاب دو روی یک سکه از زیست طبقه کارگر جنوب است. در یک‌سو، صیاد برای مشتی ماهی باید تا آن‌سوی خط استوا برود و سهمیه سوختش در نیمه ماه تمام شود، و در سوی دیگر، جوانان بومی خوزستان حتی از داشتن یک برگه مجوز صید محرومند و باید سوخت آزاد را با قیمت‌های سیاه تهیه کنند. در هر دو جغرافیا، لبه‌های قیچی یعنی «ناامنی» و «استثمار ساختاری» گوشت و پوست جامعه صیادی و ملوانان خوزستان و سیستان و بلوچستان را نشانه رفته است.

خوزستان و بن‌بست معیشت

صیادان بومی در اسارتِ بخشنامه‌ها و مجوزها

برای سرک کشیدن به لایه‌های پنهان مشکلات صیادان در شمال خلیج فارس، به سراغ غلام‌رضا دهقانی، مدیرعامل تعاونی صیادی ایرانیان آبادان و عضو اصلی هیئت‌مدیره اتحادیه تعاونی‌های صیادی استان خوزستان رفتیم.

غلام‌رضا دهقانی، مدیرعامل تعاونی صیادی ایرانیان آبادان راجع به شرایط صیادان این استان و وضعیت امنیتی دریا گفت: «حقیقت امر این است که با تمهیدات و برنامه‌ریزی‌های صورت‌گرفته از سوی مقامات سیاسی منطقه، مسئولان ذی‌ربط و شورای تأمین، خوشبختانه تاکنون ضربات و آسیب‌های نظامی مستقیمی متوجه ساختار صیادی، شناورها و اسکله‌های استان خوزستان نشده و از بروز حوادث ناگوار جلوگیری به عمل آمده است. البته به دلیل شرایط ناامن و مجاورت صیدگاه‌های ما با آب‌های سرزمینی کویت، حساسیت‌های امنیتی به شدت افزایش یافته و همین امر موجب محدودیت در دامنه فعالیت صیادان شده است؛ هرچند روند کار به طور کامل متوقف نشده است. در واقع، صیادان ما در این شرایط خطیر، به مثابه نیروهای پدافند غیرعامل، با زحمات فراوان در حال ایفای نقش هستند.»

وی در ادامه با دست گذاشتن بر ریشه اصلی بحران در خوزستان تصریح کرد: «باید تاکید کنم که مصائب جامعه صیادی خوزستان ریشه در مشکلات ساختاری دارد. ما سالیان متمادی است که در زمینه برداشت از ذخایر دریایی با محدودیت‌های جدی مواجه هستیم. از آنجا که ظرفیت جدیدی در این حوزه ایجاد نشده، سازمان شیلات نیز صدور مجوزهای جدید صیادی را به طور کامل متوقف کرده است. در حال حاضر، تنها گروهی از صیادان پیشکسوت تحت نظارت شیلات فعالیت دارند که سهمیه‌های سوخت بسیار محدودی به صورت قطره‌چکانی به آنان تخصیص می‌یابد. اما بحران اصلی، متوجه اهالی و جوانان جویای کار در نوار ساحلی خوزستان است.»

دهقانی در تشریح بن‌بست معیشتی نسل جدید صیادان خوزستان افزود: «برای درک بهتر شرایط، وضعیت خانواده‌ای را در نظر بگیرید که صیادی پیشه آبا و اجدادی آن‌هاست و اکنون نسل جوان این خانواده به سن اشتغال رسیده‌اند. این جوانان برای تامین معاش خود نیازمند کار هستند، اما به دلیل امتناع شیلات از صدور مجوزهای جدید، با یک بن‌بست اساسی روبرو شده‌اند. این بومیان ناگزیرند برای کسب درآمد به دریا بروند، اما به واسطه فقدان مجوز قانونی، متاسفانه هیچ‌گونه سهمیه سوختی (اعم از بنزین و گازوئیل) به آنان تعلق نمی‌گیرد. در نتیجه، این افراد مجبورند تمامی سوخت مصرفی خود را از بازار آزاد و با قیمت‌های سرسام‌آور تهیه کنند. از یک سو سازمان شیلات استدلال می‌کند که ظرفیت دریا تکمیل است و نباید فشار مضاعفی بر آن وارد شود، اما از سوی دیگر هیچ‌گونه اقدام موثری در راستای بازسازی ذخایر دریایی و ایجاد زیرساخت‌های مناسب صورت نپذیرفته است؛ در این شرایط، جوان ساحل‌نشینی که از هرگونه فرصت شغلی دیگر محروم است، چه راهکاری پیش رو دارد؟»

عضو اصلی هیئت‌مدیره اتحادیه صیادان خوزستان، در مورد دستمزدهای تحقیرآمیز ملوانان خوزستانی گفت: «نوسانات و تلاطم‌های اقتصادی به گونه‌ای رقم خورده است که امروزه درآمد یک ملوان ساده در خوزستان، به مراتب کمتر از حداقل دستمزد مصوب قانون کار است. رویه پرداخت در خوزستان بدین شکل است که مالکان شناورها تامین سرمایه را بر عهده دارند، اما پس از انتقال محصول صیدشده به ساحل و کسر هزینه‌های جاری، درآمد حاصله به نسبت مساوی (پنجاه درصد برای شناور و پنجاه درصد برای ملوانان) تسهیم می‌گردد. با این وجود، امروز به دلیل فشارهای مضاعف بر منابع دریایی و عدم بازسازی این ذخایر، وضعیت صید با رکود کامل مواجه است.»

وی با ارائه ارقام از درآمد ملوانان تاکید کرد: «در شرایطی که حداقل حقوق مصوب قانون کار رقمی بالغ بر ۲۲ الی ۲۳ میلیون تومان تعیین شده است، عایدی یک ملوان ساده در خوزستان در بسیاری از مواقع حتی به ۲۰ میلیون تومان نیز نمی‌رسد و گاه در محدوده ۱۸ میلیون تومان متوقف می‌شود؛ این امر نشان‌دهنده فشار معیشتی سنگینی است که بر دوش ملوانان قرار دارد. مضاف بر این، صیادان خوزستان در تمامی فصول سال تنها مجاز به ۲۱ روز حضور و فعالیت در دریا طی هر ماه هستند و مابقی روزها باید به آماده‌سازی ادوات صیادی اختصاص یابد. این فشار و تنگنای معیشتی برای صیادانی که مالک قایق شخصی هستند نیز مشکل‌ساز است.»

دهقانی با مقایسه جالب توجه میان امکانات صیادی خوزستان و استان بوشهر اظهار داشت: «استان خوزستان در میان استان‌های ساحلی جنوب کشور، از کمترین وسعت صیدگاه برخوردار است. عمق آب در بستر دریایی ما بسیار اندک است و در مقابل، تراکم شناورهای فعال در این منطقه فوق‌العاده بالاست. به عنوان مثال، استان بوشهر حدود ۱۲ الی ۱۳ برابر خوزستان از نوار ساحلی و صیدگاه در خلیج فارس بهره‌مند است، در حالی که تعداد شناورهای صیادی خوزستان تقریباً با استان بوشهر برابری می‌کند. این حجم از تراکم بالای شناورها در محدوده جغرافیایی کوچکی از اروندکنار تا هندیجان، فشار مخرب و خردکننده‌ای را بر ذخایر آبزیان تحمیل می‌کند.»

وی در پایان با اشاره به کیفیت بالای ماهی خوزستان و عدم تاثیر آن بر سفره صیادان خاطرنشان ساخت: «به دلیل جریان یافتن دو رودخانه پرآب و دائمی اروند و بهمن‌شیر که مواد مغذی فراوانی را به خلیج فارس سرازیر می‌کنند، خوزستان برخوردار از مرغوب‌ترین و باکیفیت‌ترین گونه‌های ماهیان جنوب کشور است. به عنوان نمونه، بهای هر کیلوگرم ماهی «شوریده» صیدشده در خوزستان به دلیل همین کیفیت متمایز، گاه به یک میلیون تومان نیز بالغ می‌گردد؛ در حالی که همین گونه ماهی در سایر استان‌ها با قیمتی معادل ۵۰۰ الی ۷۰۰ هزار تومان عرضه می‌شود. اما جای تأسف است که علی‌رغم این کیفیت بی‌نظیر و تلاش‌های شبانه‌روزی، به سبب وجود مشکلات ریشه‌ای ساختاری و تراکم بیش از حد صیادان، ملوان و صیاد خوزستانی از کسب درآمد شایسته و متناسب با نیازهای معیشتی باز می‌مانند. »

نتیجه‌گیری؛ حق کارگر، صدقه نیست! 

واقعیت این است که مردمانی که سال‌هاست در گرمای شرجی ۵۰ و ۶۰ درجه کار می‌کنند، مردانی که بی‌آبی و قطعی برق، شریک همیشگی سفره‌هایشان است و با دستمزدِ زیر خط فقر، چرخ اقتصاد مملکت را در بنادر و پالایشگاه‌ها می‌چرخانند، از جنگ و موشک غافلگیر نمی‌شوند؛ چرا که زندگی آن‌ها پیش از این هم یک نبرد دائمی برای بقا بوده است.

مسئولان، نمایندگان و تصمیم‌گیرانی که امروز به واسطه شرایط جنگی، یادِ جنوب افتاده‌اند، باید بدانند که کارگران این خطه نیازی به پیام‌های تسلیتِ از سرِ رفع‌تکلیف ندارند. این مردم به خوبی می‌دانند چگونه با زخم‌هایشان تاب بیاورند. اگر اراده‌ای برای حفظ این خط مقدمِ انسانی وجود دارد، راه آن صدقه دادن و نگاه از بالا به پایین نیست؛ راه آن پاسخ به مطالبات انباشته‌شده‌ی تاریخی است: احقاق حقوق مسلم صیادانی که در نبود مجوز و سهمیه مناسب، زیر بار هزینه‌ها و مصائبِ بنزینِ آزاد له‌شده‌اند، روشن شدن سرنوشت ۱۷ ملوان مفقودالاثر در آب‌های آزاد، پیگیریِ دستمزدِ عقب‌مانده‌ی ملوانانی که سهمشان از دریا کمتر از حقوق قانون کار است، و پایان دادن به برده‌داری نوینِ شرکت‌های پیمانکاری در پتروشیمی‌ها و پالایشگاه‌ها. کارگران جنوب حق‌شان را می‌خواهند، رپورتاژ و تصاویر خوش‌رنگ و لعاب رسانه‌ای به کارشان نمی‌آید…..

بر چسب ها

اخبار مرتبط

چند رسانه ای

آخرین اخبار