نقشه تازه آمریکا؛

آیا سناریوی محاصره زمینی ایران قابل اجراست؟

بررسی‌های رسانه‌ای و گزارش‌های منتشرشده در برخی منابع غربی حاکی از آن است که دولت ایالات متحده در حال ارزیابی گزینه‌های جدید و سخت‌گیرانه‌تری برای تشدید فشارهای اقتصادی علیه جمهوری اسلامی ایران است.

به گزارش پردیس امروز از فرارو، در همین راستا، روزنامه بریتانیایی «تلگراف» مدعی شده است که دولت دونالد ترامپ، علاوه بر تداوم محدودیت‌های دریایی، سناریوی اعمال نوعی «محاصره زمینی» علیه ایران را نیز در دستور کار و بررسی قرار داده است.

محاصره زمینی؛ از گمانه‌زنی تا چالش‌های ژئوپلیتیک

بر اساس گزارش ادعایی تلگراف، هدف اصلی از این طرح، افزایش فشارهای همه‌جانبه بر همسایگان و شرکای تجاری ایران به‌منظور محدودسازی مبادلات مرزی، جلوگیری از ورود کالاهای اساسی به کشور و دشوارتر کردن صادرات نفت و سایر تولیدات ایرانی از مسیرهای ترانزیتی زمینی و دریایی عنوان شده است. تلگراف در ادعای خود می‌افزاید که واشنگتن و تل‌آویو تلاش خواهند کرد با اعمال اهرم‌های فشار سیاسی و اقتصادی بر کشورهای همسایه ایران، آن‌ها را به همکاری در اجرای این سناریوی محدودکننده ترغیب کنند.

با این حال، این روزنامه بریتانیایی به‌ناچار اذعان کرده است که تحقق چنین طرحی روی کاغذ آسان، اما در عمل با موانع جدی و پیچیده‌ای روبه‌رو خواهد بود. واقعیت میدانی این است که تمامی همسایگان جمهوری اسلامی ایران در مدار سیاست‌های تحریمی ایالات متحده قرار ندارند و بسیاری از آن‌ها روابط سیاسی، اقتصادی و امنیتی درهم‌تنیده و مستقلی با تهران دارند. از این رو، اجرای کامل و بی‌نقص چنین سناریویی با چالش‌های عملی، حقوقی و ژئوپلیتیکی قابل‌توجهی مواجه خواهد بود.

تلگراف همچنین مدعی شده است که آمریکا ممکن است برای پیشبرد این راهبرد، فشارهای دیپلماتیک و اقتصادی بیشتری بر کشورهایی همچون ترکیه و پاکستان وارد کند؛ با این تصور که تشدید محدودیت‌های تجاری و ترانزیتی می‌تواند حلقه فشار اقتصادی بر ایران را تنگ‌تر کند.

عملیات روانی یا تغییر راهبرد؟

در عین حال، روزنامه تلگراف این احتمال را نیز مطرح کرده است که درز اخبار مربوط به بررسی طرح «محاصره زمینی» ایران از سوی دولت آمریکا، بیش از آنکه بیانگر یک تصمیم نهایی و قطعی باشد، در چارچوب یک عملیات روانی یا به‌اصطلاح «بالون آزمایشی» برای سنجش میزان واکنش جمهوری اسلامی ایران و سایر بازیگران منطقه‌ای طراحی شده باشد.

به نوشته این روزنامه، انتشار عمومی و گسترده چنین سناریوهایی این پرسش اساسی را در ذهن ناظران ایجاد می‌کند که اگر واشنگتن واقعاً در حال برنامه‌ریزی دقیق برای اجرای این اقدامات خصمانه است، چرا اطلاعاتی که در شرایط عادی باید در بالاترین سطح محرمانه باقی بماند، به‌صورت هدفمند در رسانه‌ها منتشر می‌شود؟

تلگراف در ادامه با واکاوی روند اطلاع‌رسانی دولت ترامپ، مدعی شده است که طی هفته‌های اخیر، اخبار متعددی درباره گزینه‌های نظامی، طرح‌های فشار حداکثری و سناریوهای مختلف محدودسازی ایران به رسانه‌ها درز کرده است. موضوعی که از نگاه این روزنامه، با رویه‌های معمول و مخفیانه در برنامه‌ریزی‌های نظامی و امنیتی همخوانی ندارد. از همین رو، این رسانه احتمال داده است که انتشار این اخبار، بیش از آنکه ارزش عملیاتی داشته باشد، بخشی از یک جنگ روانی-رسانه‌ای گسترده برای ایجاد فشار سیاسی، تأثیرگذاری بر دستگاه محاسباتی تهران و ارسال پیام‌های بازدارنده است.

گمانه‌زنی‌ها درباره فاز جدید فشارهای کاخ سفید

منابع دیپلماتیک غربی در ادعاهایی تازه مطرح کرده‌اند که دونالد ترامپ، در آستانه اتخاذ تصمیم نهایی درباره آغاز مرحله جدیدی از تقابل و فشارهای نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران قرار دارد. به ادعای این منابع، در سناریوی مورد بررسی، زیرساخت‌های حیاتی و تأسیسات مرتبط با بخش انرژی ایران در زمره اهداف احتمالی طبقه‌بندی شده‌اند.

این منابع همچنین مدعی هستند که تغییر لحن و رویکرد اخیر کاخ سفید، نشان‌دهنده فاصله گرفتن دولت ترامپ از سیاست موسوم به «بازدارندگی انعطاف‌پذیر» و تلاش برای مدیریت تنش از طریق مذاکرات یا آتش‌بس‌های موقت است. به ادعای آنان، رئیس‌جمهور آمریکا به این جمع‌بندی رسیده که برای تحقق اهداف مدنظر واشنگتن، نیازمند اعمال فشارهای متراکم سیاسی، اقتصادی و در صورت لزوم نظامی با شدتی مضاعف است.

در همین حال، یکی از محورهای مورد توجه در گزارش‌های اخیر رسانه‌های غربی، اختلاف روایت‌ها درباره نقش بازیگران منطقه‌ای در هرگونه اقدام احتمالی است. شبکه «سی‌ان‌ان» در گزارشی تحلیلی مدعی شد که اگرچه آمریکا در حال بررسی یا برنامه‌ریزی برای فاز جدیدی از تحرکات نظامی است، اما در شرایط کنونی و با توجه به پیچیدگی‌های میدانی، مشارکت مستقیم اسرائیل در این عملیات چندان محتمل به نظر نمی‌رسد.

همچنین، منابع دیپلماتیک غربی مدعی شده‌اند که یکی از عوامل تغییر رویکرد دولت ترامپ و فاصله گرفتن از مسیر مذاکرات غیرمستقیم که با میانجی‌گری برخی کشورهای منطقه دنبال می‌شد، شکست تفاهمات حاصل‌شده در ماه ژوئن (خرداد/تیر) بوده است. اختلافات بر سر مسائل امنیت دریانوردی، تردد در آبراه‌های منطقه و تشدید تنش‌های متقابل، از جمله عواملی بوده که موجب از بین رفتن این تفاهم‌ شده است.

این منابع مدعی هستند که رئیس‌جمهور آمریکا پس از این تحولات در خلیج‌فارس، بر ضرورت تشدید فشارها علیه جمهوری اسلامی ایران تأکید کرده است.

بر اساس همین گزارش‌ها، فهرست اهدافی که به ادعای منابع اطلاعاتی غربی در سناریوهای مورد بررسی آمریکا قرار دارد، صرفاً به اهداف تاکتیکی محدود نیست و طیفی از زیرساخت‌های حساس نظیر پایگاه‌های موشکی و پهپادی، شبکه انرژی و تأسیسات هسته‌ای را در بر می‌گیرد. با وجود این، تحلیلگران معتقدند انتشار چنین جزئیاتی در رسانه‌های غربی را باید با لنز احتیاط نگریست؛ چراکه این‌گونه گزارش‌ها عموماً قطعه‌ای از پازل جنگ شناختی و تلاش برای مرعوب ساختن تهران هستند.

نقش اسرائیل و هشدارهای اندیشکده‌های غربی

در ادامه این گمانه‌زنی‌ها، ادعا شده است که عدم مشارکت مستقیم اسرائیل در مرحله نخست هرگونه اقدام احتمالی، نه به‌معنای بروز شکاف میان واشنگتن و تل‌آویو، بلکه در قالب یک تقسیم کار و مدیریت مرحله‌ای بحران تعریف می‌شود. هدف از این رویکرد، کنترل دامنه تنش‌ها و جلوگیری از شعله‌ور شدن یک جنگ فراگیر منطقه‌ای است که می‌تواند پای تمام متحدان آمریکا را به میان بکشد.

در این سناریوی ادعایی، دونالد ترامپ با کلیات برخی طرح‌ها موافقت کرده اما ترجیح می‌دهد بار مسئولیت مرحله نخست عملیات متوجه آمریکا باشد. در این آرایش، اسرائیل به‌عنوان «گزینه جایگزین» یا پلن B در وضعیت آماده‌باش کامل باقی می‌ماند تا نیروی هوایی آن مأموریت دفاعی و حفاظت از حریم هوایی خود را بر عهده داشته باشد. این رویکرد در صورت گسترش درگیری، چالش‌های لجستیکی سامانه‌های پدافندی را کاهش خواهد داد.

در مقابل، اندیشکده‌های معتبر غربی نسبت به پیامدهای فاجعه‌بار هرگونه تشدید تنش نظامی هشدارهای جدی داده‌اند. مؤسسه مطالعات راهبردی «چتم هاوس» در یکی از ارزیابی‌های خود به‌صراحت اعلام کرده است که اتکای بیش از حد دولت آمریکا به گزینه نظامی، مخاطرات امنیتی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی غیرقابل‌کنترلی برای کل منطقه و به‌ویژه منافع خود واشنگتن در پی خواهد داشت.

ارزیابی‌های اطلاعاتی غرب نشان می‌دهد که تهران در صورت مواجهه با تشدید تقابل، به‌جای یک رویارویی کوتاه‌مدت، راهبرد سهمگین «جنگ فرسایشی» را برمی‌گزیند؛ رویکردی که هزینه‌های استهلاکی بی‌سابقه‌ای را بر آمریکا تحمیل خواهد کرد.

روایت جروزالم پست از پشت‌پرده مناسبات ترامپ و نتانیاهو

روزنامه اسرائیلی «جروزالم پست» در تحلیل تازه‌ای مدعی شده است اگرچه در نحوه مدیریت پرونده‌های منطقه‌ای اختلاف‌نظرهایی دیده می‌شود، اما چرخ‌دنده‌های همکاری‌های امنیتی و اطلاعاتی، همچنان در حال چرخش است.

این روزنامه با اشاره به سفر اخیر نتانیاهو به کاخ سفید که بدون برخی تشریفات مرسوم برگزار شد، خاطرنشان کرده است که این تحولات موجب شکل‌گیری گمانه‌زنی‌هایی درباره سردی روابط شده است. با این حال، جروزالم پست تأکید می‌کند که ترامپ و نتانیاهو هر یک به دلایل مرتبط با سیاست داخلی خود تلاش می‌کنند تا چهره‌ای مستقل و مقتدر از خود به افکار عمومی ارائه دهند، بی‌آنکه این نمایش استقلال، خدشه‌ای به اتحاد راهبردی آن‌ها وارد کند.

جروزالم پست در ادامه گزارش خود ادعا می‌کند که تحولات میدانی پس از حمله‌ای که یک پایگاه نظامی آمریکا در اردن را هدف قرار داد، معادلات سیاسی را تغییر داد و زمینه را برای تصمیم واشنگتن به آغاز اقدامات نظامی فراهم ساخت. به نوشته این رسانه، این روند موجب شد بخشی از فشارهای سیاسی وارد بر نتانیاهو کاهش یابد؛ زیرا اقدام نظامی آمریکا به‌عنوان واکنشی به حمله علیه نیروهای آمریکایی تفسیر شد.

روزنامه جروزالم پست در ادامه تحلیل خود تصریح می‌کند که تداوم انتشار روایت‌هایی مبنی بر نفوذ بنیامین نتانیاهو بر تصمیمات کاخ سفید، از منظر سیاسی برای هر دو چهره هزینه‌ساز است. دونالد ترامپ تمایلی ندارد در افکار عمومی آمریکا به‌عنوان رئیس‌جمهوری ضعیف جلوه کند که سیاست‌هایش را از تل‌آویو دیکته می‌گیرد؛ چراکه این تصویر با شعار محوری او یعنی «اول آمریکا» در تضاد مطلق است.

از سوی دیگر، نتانیاهو نیز می‌کوشد این گزاره را که تصمیمات امنیتی اسرائیل در واشنگتن گرفته می‌شود، باطل کند. این روزنامه ارزیابی کرده است که دو طرف از زمان بازگشت مجدد ترامپ به قدرت، تماس‌های مستمری داشته‌اند که نشان‌دهنده تداوم هماهنگی‌ها است.

با این حال، جروزالم پست پرده از برخی تفاوت‌ها در اولویت‌بندی‌های دو طرف برمی‌دارد. به ادعای این روزنامه، اسرائیل خواهان رویکردی رادیکال و حداکثری برای افزایش فشارهای همه‌جانبه علیه تهران است. در نقطه مقابل، دولت ترامپ در مقطع کنونی، تمرکز خود را بر مهار سطح تنش‌ها، تضمین امنیت خطوط کشتیرانی، حفاظت از نیروهای آمریکایی و جلوگیری از فروپاشی ثبات در خلیج فارس قرار داده است.

این روزنامه در پایان مدعی است که نحوه مواجهه با پرونده هسته‌ای ایران نیز از دیگر گسل‌های موجود است. نتانیاهو به هرگونه راهکار دیپلماتیک بی‌اعتماد است، در حالی که دولت ایالات متحده همچنان درِ دیپلماسی را به‌طور کامل قفل نکرده و در صورت تغییر شرایط میدان، احتمال بازگشت به میز مذاکرات را منتفی نمی‌داند.

بر چسب ها

اخبار مرتبط

چند رسانه ای

آخرین اخبار