زنگ خطر برای طبقه متوسط؛

چرا زندگی در شهرهای ایران هر روز فقیرترمان می‌کند؟

یک جامعه‌شناس شهری با تشریح ابعاد تازه فقر در ایران، معتقد است فقر دیگر صرفاً به حاشیه‌نشینی محدود نیست، بلکه در متن زندگی شهری، از بازار مسکن و حمل‌ونقل گرفته تا دسترسی به خدمات عمومی، بازتولید می‌شود.
مسکن

به گزارش پردیس امروز از رویداد۲۴| محمد محمدی، جامعه‌شناس شهری، در یادداشتی با عنوان «شهر فقیرساز» به بررسی ابعاد جدید فقر شهری در ایران پرداخته و استدلال می‌کند که فقر دیگر صرفاً در حاشیه شهر‌ها یا سکونتگاه‌های غیررسمی قابل مشاهده نیست، بلکه در ساختار زندگی شهری و سازوکار‌های اقتصادی و فضایی شهر‌ها ریشه دوانده است.

او برای توصیف این وضعیت از مفهوم «زیست‌فروکاه» استفاده می‌کند؛ مفهومی که به گفته او بیانگر شرایطی است که در آن «حیات شهری نه به‌صورت دفعی، بلکه از خلال فرآیند‌های انباشتی و فرساینده، به حداقل‌های زیستی ناپایدار و تقلیل‌یافته فروکاسته می‌شود.»

این جامعه‌شناس با اشاره به افزایش سهم هزینه مسکن در سبد خانوار‌های شهری می‌نویسد، بر اساس آمار‌های رسمی، سهم هزینه مسکن از کل هزینه خانوار شهری از حدود ۳۰ درصد در سال‌های گذشته به ۴۳.۷ درصد در سال ۱۴۰۳ رسیده است؛ تغییری که به باور او تنها یک جابه‌جایی آماری نیست، بلکه نشان‌دهنده تغییر بنیادین در کیفیت زندگی شهری است.

وی تأکید می‌کند که در چنین شرایطی، بخش بزرگی از طبقه متوسط و اقشار کم‌درآمد دیگر برای ارتقای کیفیت زندگی تلاش نمی‌کنند، بلکه تنها می‌کوشند «حضور خود در شهر» را حفظ کنند.

او همچنین با اشاره به رشد جمعیت ساکن در سکونتگاه‌های غیررسمی، معتقد است حاشیه‌نشینی در ایران دیگر یک وضعیت موقتی نیست، بلکه به بخشی از ساختار شهر ایرانی تبدیل شده است. با این حال، به گفته او، فقر تنها در حاشیه شهر‌ها متمرکز نیست و پدیده‌ای با عنوان «حاشیه در مرکز» نیز شکل گرفته است؛ وضعیتی که در آن برخی محله‌های مرکزی شهر‌ها نیز به دلیل فرسودگی، کاهش سرمایه‌گذاری و افت کیفیت خدمات، به کانون‌های محرومیت تبدیل شده‌اند.

این جامعه‌شناس، نگاه غالب سیاست‌گذاری شهری را نیز مورد انتقاد قرار داده و نوشته است که تمرکز صرف بر نوسازی کالبدی و بازسازی بافت‌های فرسوده، بدون توجه به اشتغال، آموزش، حمل‌ونقل، سلامت و امنیت معیشتی، تنها به «ترمیم پوسته و بازتولید محرومیت» منجر می‌شود.

محمدی در بخش دیگری از یادداشت خود هشدار می‌دهد که فقر شهری در ایران به پدیده‌ای بین‌نسلی تبدیل شده است؛ به‌گونه‌ای که خانوار‌هایی که بخش عمده درآمد خود را صرف مسکن می‌کنند، به‌تدریج امکان پس‌انداز، آموزش بهتر، ارتقای مهارت و تحرک اجتماعی را از دست می‌دهند و این چرخه محرومیت به نسل‌های بعدی منتقل می‌شود.

او در پایان تأکید می‌کند که حل بحران فقر شهری تنها با افزایش ساخت‌وساز یا اجرای پروژه‌های عمرانی ممکن نیست و سیاست‌گذاری باید به سمت توسعه مسکن استطاعت‌پذیر، توزیع عادلانه خدمات شهری، تقویت حمل‌ونقل عمومی و اصلاح سازوکار بازار زمین و مسکن حرکت کند. به اعتقاد او، «فقر شهری در ایران دیگر یک عارضه حاشیه‌ای نیست، بلکه بخشی از منطق مسلط تولید و سازمان‌دهی شهر است.»

بر چسب ها

اخبار مرتبط

چند رسانه ای

آخرین اخبار