ترامپ در سخنرانی خود ساعاتی پس از آغاز حمله به ایران گفت: “امشب به مردم بزرگ و پرافتخار ایران میگویم که زمان آزادی شما فرا رسیده است.” بسیاری از طرفداران “اول آمریکا”، از جمله “مارجوری تیلور گرین”، نماینده سابق کنگره و “تاکر کارلسون”، ستاره رسانهای، ترامپ را متهم کردند که با جنگیدن برای اسرائیل که به منافع آمریکا آسیب میرساند، جان هزاران نفر را میگیرد و اقتصاد جهان را به رکود فرو میبرد و جنبش حامی (ماگا) و دوره ریاست جمهوری خود را خراب میکند. “جو کنت”، مدیر مرکز مبارزه با تروریسم، با انزجار استعفا کرد. “تولسی گابارد”، مدیر اطلاعات ملی او، کمی بعد استعفا کرد.
اکنون، پس از چهار ماه از آغاز جنگ و رسیدن به یک آتش بس شکننده و آشفتگی استراتژیک، ترامپ به یک توافق اولیه صلح با ایرانیان دست یافته است و نوبت حزب جنگطلب است که احساس ناراحتی کند.
واشنگتن این هفته مملو از شایعاتی مبنی بر اینکه اعضای حلقه داخلی رئیس جمهور – از جمله جان راتکلیف، مدیر سیا و پیت هگست، وزیر جنگ- ممکن است به دلیل مخالفت با این توافق “بهای شخصی بپردازند” بوده است.
جی. دی. ونس، معاون ترامپ، چهره اصلی مذاکره کننده و حامی تفاهمنامه (MOU) بین ایالات متحده و ایران بوده است.

بر اساس این تفاهم نامه هر دو طرف موافقت کردند که جنگ را در تمام جبههها، از جمله به ویژه در لبنان، پایان دهند – به این معنی که اسرائیل باید حملات خود را به حزبالله متوقف کند. آمریکا تحریمهای خود علیه ایران را پایان خواهد داد و یک صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی پس از جنگ، که از پولهای مسدود شده تهران و کمکهای کشورهای خلیج فارس تامین میشود، تصویب خواهد کرد. در عوض، ایران موافقت خواهد کرد که تنگه هرمز را دوباره باز کند و قول دهد که هرگز سلاح هستهای نسازد.
۶۰ روز برای “مذاکرات فنی” در مورد چگونگی انجام این کار و از همه مهمتر، اینکه دقیقا چه اتفاقی برای اورانیوم غنیشده ایران خواهد افتاد، فرصت وجود خواهد داشت.
اما “مارک تیسن”، نویسنده متنفذ سخنرانیهای بوش سابق، پیش از این تفاهمنامه را “یک فاجعه کامل” توصیف کرده است و “مارک لوین”، مجری فاکس نیوز که به ترامپ نزدیک است، در رسانههای اجتماعی با طرفداران توافق درگیر شده است.
داستان برعکس شده است. در ماه مارس، مخالفان جنگ به بزدلی و بیوفایی متهم شدند. این هفته، این بدبینان به صلح هستند که “وحشتزده” نامیده میشوند. چهار ماه پیش، سناتور لیندسی گراهام گفت که ترامپ به خاطر مقابله با هیتلر بزرگ، یعنی ایران، “روزولت و چرچیل امروزی” است. امروز، مقامات اسرائیلی ترامپ را به خاطر مماشات با ایران “چمبرلین” مینامند. یکی از منابع نزدیک به بنیامین نتانیاهو حتی ترامپ را “بازنده” نامید و مقامات اسرائیلی اصرار دارند که هیچ توافقی را که به جمهوری اسلامی ایران اجازه بقا بدهد یا مانع توانایی آنها برای انجام حملات در لبنان شود، نخواهند پذیرفت.
جمهوریخواهان کنگره همچنین مشتاق ابراز نگرانی خود هستند که توافق با ایران ممکن است در نهایت ضعیفتر از توافق برجام باراک اوباما باشد که ترامپ در دوره اول خود آن را پاره کرد. هواداران طرفدار اسرائیل او به جای سرزنش ترامپ برای یک توافق بد، کاستیهای آن را به ونس، به عنوان یک ضد جنگ شناخته شده، ربط خواهند داد.
برخی از همین حالا این تفاهمنامه را “توافق ونس” مینامند. این هفته در شبکه فاکس نیوز، یک کارشناس رویکرد دولت ترامپ را با “اوبامای بیعرضه” مقایسه کرد – اشارهای نه چندان ظریف و کنایه وار به عنوان خاطرات ونس.
هم ونس و هم وزیر امور خارجه، “مارکو روبیو”، اگرچه مشتاق نشان دادن تعهد خود به دستور کار ترامپ هستند، اما سعی کردهاند از جنگ نامحبوب او و پیامدهای آن بر جاهطلبیهای ریاست جمهوری خود فاصله بگیرند.
تفاوت این است که روبیو بهطور خصوصی در مورد مذاکره با ایرانیها ابراز تردید کرده است، در حالی که ونس به چهره اصلی روند صلح در حال انجام تبدیل شده است. این هفته، ونس تقریبا در تمام کانالهای خبری آمریکایی ظاهر شده و تفاهمنامه را به عنوان آخرین فرصت ایران برای خروج از بحران دیپلماتیک معرفی کرده است.
اگر این توافق از بین برود، یا بهطور گسترده بهعنوان تحقیری برای آمریکا تلقی شود، ونس بهعنوان یک احمق سیاست خارجی طرد خواهد شد. قابل توجه است که احتمال اینکه او نامزد بعدی ریاست جمهوری جمهوریخواهان شود، در حال افزایش است، در حالی که احتمال روبیو کاهش یافته است. منابع نزدیک به ونس گفتهاند که او اکنون در حال بررسی عدم شرکت در انتخابات ۲۰۲۸ است.
با این حال، مذاکرهکنندگان اصلی این صلح شکننده، “جرد کوشنر”، داماد ترامپ و “استیو ویتکاف”، فرستاده او بودهاند. یک نظریه یهودستیزانه وجود دارد که چون هر دو مرد یهودی هستند، باید با تلآویو همکاری نزدیکی داشته باشند. اما کوشنر و ویتکاف در واقع بسیار مطیعتر در برابر رئیس واقعی خود ظاهر شده اند، کسی که (ترامپ) به شدت به دنبال یک “راه فرار” (از جنگ) است.
دولت نتانیاهو از اینکه کوشنر و ویتکاف مقامات اسرائیلی را منزوی کردهاند و حتی به آنها اجازه دسترسی به متن توافق را ندادهاند، ناامید شده است.